آندری کارپاتی بعد از «vibe coding» حالا اصطلاح «مهندسی ایجنتی» رو ساخته تا واقعیت حرفهایِ کدنویسی با هوش مصنوعی رو بهتر توصیف کنه؛ جایی که ایجنتها کد میزنن و انسان نظارت میکنه.
وقتی LLMها میتونن کد تولید کنن، دیگه ارزش واقعی کد نوشتن چیه؟ Unmesh Joshi، مهندس ارشد ThoughtWorks، جواب جالبی داره.
یه مربی باتجربهی دنیای تک میگه رضایت شغلی توی میانهی مسیر ربطی به ظاهر لینکدینت نداره؛ به اینه که چطور حسادت حرفهای رو مهار میکنی.
تیم Every که دیگه کسی توش دستی کد نمیزنه، یه فرایند چهارمرحلهای بهنام «مهندسی مرکب» ساخته که توش دانش ایجنتها با هر کار رشد میکنه.
یه باگ ششساله در ووردپرس تازه داره برطرف میشه — و این بهانهای شد تا یه مدیر مهندسی توضیح بده چرا انباشت باگهای کوچیک میتونه کاربرها رو خاموش بچرخونه و بفرستتشون پیش رقیب.
یک برنامهنویس باتجربه میگه ایجنتهای هوش مصنوعی نهتنها برنامهنویسی بلد نیستن، بلکه پذیرششون ممکنه یکی از پرهزینهترین اشتباهات تاریخ این حوزه بشه.
هوش مصنوعی تولید محتوا رو سریع و ارزون کرده، ولی تشخیص اینکه خروجیاش درست، عمیق و واقعیه — هنوز کاملاً به عهده ماست.
پیتر در یادداشتی میگه با ابزارهایی مثل Claude و Codex، صیقلدادن و بیشمهندسیکردن نرمافزار تقریباً رایگان شده و دیگه محدودیت منابع، رؤیای ساخت یک محصول را مهار نمیکنه.
دیوید پریرا میگه با وجود فشار هوش مصنوعی، مدیریت محصول نمیمیره بلکه دگرگون میشه؛ او نقش PM را در هفت حوزه از گذشته تا آینده ترسیم میکنه.
یه اسکیل بهنام Caveman دستیار کدنویسی رو وادار میکنه جملههای کوتاه و غارنشینی بگه؛ آزمایش نشون داد توکن کم میشه، اما نه اونقدر که انتظار میرفت.
متا داره وارد بازی اشتراک میشه، اما با هفت پلن مختلف زیر چتر نامهای گیجکننده، شاید کاربرها اصلاً نفهمن کدوم رو بخرن.
لنی راچیتسکی خلاصهای از دیدگاههای دَن شیپر منتشر کرده که نشون میده هوش مصنوعی چطور نقشهای شغلی رو از PM گرفته تا دیزاینر دگرگون میکنه.
وقتی سیستمها خراب میشن، تازه میفهمی پایداری چقدر حیاتیه. یک CTO باتجربه پنج اصلی رو توضیح میده که هر تیم فنی باید قبل از بحران بعدی بدونه.
سازمانها میلیاردها دلار صرف آموزش هوش مصنوعی به کارمنداشون میکنن، ولی اکثرشون یه قدم اساسی رو جا میذارن: اینکه آیا اصلاً آدم درستی برای نقش جدید دارن؟
یه مدیر ارشد از LinkedIn رفت چون یه چیزی درش میخورد — سالها طول کشید تا بفهمه اسمش چیه: بیاختیاری سازمانی.
فیدبک صریح میتونه مسیر کاری آدم رو عوض کنه — اما فقط وقتی از جای درستی بیاد. نیت گوینده و سطح دانشش دو چیزیان که اغلب نادیده گرفته میشن.
پروتوتایپسازی با هوش مصنوعی همه چیز را تغییر داده، اما دو تله پنهان دارد که تیمهای محصول را از مسیر خارج میکنند.
ایجنتهای هوش مصنوعی مثل آدم رفتار میکنن — ولی مثل آدم یاد نمیگیرن. همین شکاف کوچیک کافیه تا اعصاب هر برنامهنویسی رو خورد کنه.
مصاحبه با کاربر یکی از قویترین روشهای تحقیق کیفیه که بهت میگه کاربرا واقعاً چطور فکر میکنن و چه دردی دارن — چیزی که هیچ داده عددی نمیتونه جاش رو بگیره.
اکثر تیمهای UX وقتشون رو صرف جذب کاربر جدید میکنن، اما حفظ مشتری فعلی هم ارزانتره هم سودآورتر — و کمتر کسی ازش مراقبت میکنه.