عصر تازهی مهندسی: با AI، بیشمهندسیکردن تقریباً رایگانه
خلاصهٔ کاملتر
نویسنده میگه در کل دوران کاریاش به این افتخار میکرده که پروژهها را با کمترین کار مهندسی و بیشترین انعطاف اسکوپ کنه، چون زمان مهندسی گرانبهاترین منبع یک شرکت نرمافزاریه. همین باعث شده بود قدرتمندِ ابزارهایی مثل Webhook و Zapier و Segment باشه؛ یکبار بساز، بینهایت توسعهپذیر بدون مهندسی. اما او عاشق طراحی محصول و جزئیات هم بوده و این یک تضاد همیشگی میساخت.
حالا به گفتهی او دنیا فرق کرده. اعتراف میکنه که با لذت از Claude و Codex استفاده میکنه تا پروژههای جانبیاش را «بیشمهندسی» کنه؛ از یک چنجلاگ پویا و «حالسنج» گرفته تا یک MCP که خودکار پست هفتگی تولید میکنه. خیلی از این ایدهها را هم بعد از کمی بازیکردن کنار میذاره، و این دقیقاً نکته است.
نتیجه اینه که اپها دیگه از یک MVP خشک شروع نمیشن، بلکه از همان اول کامل و با حلقههای بازخورد یکپارچهان. به باور او مرز بین «بیشمهندسی» و «صرفاً تمامکردن کار» دیگه اهمیتی نداره؛ ویژگیهایی که قبلاً چون P0 نمیشدن در backlog میموندن، حالا بیپایان صیقل میخورن.
او این را یک تغییر فرهنگی با پیامدهای عظیم میدونه: حالا که ساختن نرمافزار عالی تقریباً رایگانه، استفاده از نرمافزار بد آدم را کلافه میکنه. برخلاف کسانی که این را «وایبکدینگ» یا «اسلاپکدینگ» مینامن، او معتقده ما به شکل نهایی مهندسی میرسیم؛ جایی که رؤیای یک اپ دیگه با منابع محدود نمیشه و تنها سؤال باقیمانده اینه: «چه میخوای بسازی؟».
نکات کلیدی:
- نویسنده با Claude و Codex حالا پروژههایش را با لذت «بیشمهندسی» میکنه
- اپها از یک MVP خشک شروع نمیشن، بلکه از ابتدا کامل و صیقلخوردهان
- مرز بین بیشمهندسی و تمامکردن کار عملاً محو شده
- تز اصلی: رؤیای محصول دیگه با منابع محدود نمیشه؛ فقط بمونه چه میخوای بسازی




