طراح فرم آدام سیلور میگه صفحههای وقفه — همون صفحههایی که وسط مسیر جلوی کاربر رو میگیرن — بیشتر از اینکه کمک کنن دردسر میسازن، و یه سؤال معمولی جاشون رو بهتر پر میکنه.
یه تیم کوچیک یه هفته ۵۲ تیکت پشتیبانی داشت و هفتهٔ بعد فقط ۱۹ تا؛ نه چون سریعتر جواب داد، چون فهمید تیکتها از کجا میان.
سایمون ویلیسون متن گفتوگوش با دو نفر از تیم سازندهٔ ایجنت کدنویسی Anthropic رو منتشر کرده؛ از حذف مثالها در پرامپت تا برداشتن آدمها از حلقهٔ بازبینی کد.
به گزارش مدیرعامل ساباستک، حدود ۴۰ درصد پستهای طولانی لینکدین رو هوش مصنوعی نوشته؛ راهحلش دیکته کردن افکارت قبل از دستزدن به مدله.
دارن یو میگه فرایند طراحی ترتیبی برای تیمهای AI-native کافی نیست و اسپک داره جای صفحههای ثابت رو بهعنوان منبع حقیقت میگیره.
نویسنده میگه هوش مصنوعی ساختن رو سریعتر کرده، ولی هیچکدوم از کارهای واقعاً سخت استارتاپ رو آسونتر نکرده.
مایکروسافت و AWS میلیاردها دلار برای ساخت ارتشی از «مهندسای مستقر در مشتری» میذارن، ولی نویسنده میگه این عنوان زود همون پیمانکار قدیمی از آب درمیاد.
نویسنده میگه هیچکس نمیتونه دقیق بگه چی یه سرویس رو «میکرو» میکنه، و دلیلش اینه که مرز میکروسرویسها اصلاً فنی نیست و از ساختار تیمها میاد.
دو تا ریاضیدان با کمک مدلهای زبانی، حدسهای ریاضیِ سالها حلنشده رو رد کردن؛ نویسنده میگه این یه شکل تازه از زورآزماییه که داره کار رو صنعتی میکنه.
MindStudio توضیح میده چطور از روی ایمیلهای ارسالی خودت یه پروفایل لحن و کتابخونهٔ قالب بسازی تا درفتهای خودکار شبیه خودت باشن، نه شبیه یه دستیار عمومی.
چرا کاری که تازه راه افتاده تحسین میشه ولی راهحل واقعاً خوب با «خب معلومه» جواب میگیره؟ جیم نیلسن سراغ همین شکاف رفته.
گزارش AI Engineer World's Fair امسال میگه دعوا دیگه سر ساختن ایجنت نیست؛ سر ساختن هارنس، حلقههای کنترل و مهارتهاییه که ایجنت رو قابل اتکا میکنن.
تام می تو کریتیو بوم میگه مشکل استودیوها کمبود ایدهٔ عجیب نیست؛ اینه که فقط بعضی آدمها اجازه دارن ایدهٔ عجیب بدن.
تیم DX میگه لازم نیست بین DORA و SPACE و DevEx یکی رو انتخاب کنی؛ میشه هر سه رو تو یه چارچوب چهاربُعدی جمع کرد و ظرف چند هفته راهش انداخت.
ترزا تورس و پترا ویله میگن تیمهای محصول توی داده غرقان ولی هنوز کورکورانه تصمیم میگیرن. مسئله حجم داده نیست، جنسشه.
یه لاگ ساختارمند فقط پیام بهعلاوهٔ JSON نیست؛ این راهنما میگه چه شکلی بنویسی که بشه راحت جستوجو، فیلتر و گروهبندیاش کرد.
آنتروپیک از یه فضای داخلی کوچیک به اسم J-space گفته که Claude موقع استدلال ازش استفاده میکنه؛ یه مهندس از این یافته یه عادت ساده درآورده: تصمیمها رو مرحلهای بپرس، نه همه رو با هم.
یه ایجنت هوش مصنوعی تو گامرود باگ یه نمودار رو خودش پیدا کرد، تست نوشت و PR زد؛ ولی فیکس اولش از نظر بصری غلط بود و همین باعث شد تأیید خود مشتری بشه بخشی از فرایند ریلیز.
وقتی خروجی مدل کلی و بیفایده در میآد، معمولاً تقصیر مدل نیست؛ پرامپت بدون زمینه و بدون تعریف «خروجی خوب» تحویلش داده شده.
ابزارهای ضبط جلسه اکشنآیتمها رو در میآرن ولی همونجا خاک میخورن. این مقاله یه چرخهٔ زمانبندیشده رو نشون میده که خودش اونها رو با لینک لحظهٔ ضبط توی Notion مینویسه.