شرکت خلاق کوتو با بیش از ۱۶۰ نفر تو پنج شهر دنیا، هنوز چهار روز از هفته رو حضوری کار میکنه؛ مدیرهاش میگن یادگیری واقعی کنار میز آدمها شکل میگیره.
یه روانشناس بعد از پنج ماه مصاحبه و مطالعه میگه فرسودگی نگهدارندههای اپنسورس تقصیر خودشون نیست؛ دو تا فشار ساختاری دارن از پا درشون میارن.
یه مخزن گیتهابی که بیش از ۴۰ نکتهٔ عملی رو جمع کرده؛ از سفارشیکردن استتوسلاین و ورودی صوتی تا مدیریت دستی کانتکست و اجرای تسکهای پرریسک توی محیط ایزوله.
OpenAI میگه یه مدل منتشرنشده ده مسئلهٔ باز ریاضی رو حل کرده؛ نویسنده تو این مقاله سراغ توجیههایی میره که ریاضیدانها برای آروم کردن خودشون میسازن.
قبل از اینکه عدد بدی، باید بفهمی این پروژه برای مشتری چقدر میارزه. یه راهنما برای اینکه با سه دسته سؤال ارزش کار رو دربیاری و قیمت رو روی همون بنا کنی.
DoorDash یه ابزار خط فرمان بتا داده دست ایجنتها که بدون تأیید آدم غذا سفارش بدن؛ حرکتی که با کسبوکار تبلیغاتی پرسود خودش هم تداخل داره.
اگه بعد از رسیدن به چیزی که میخواستی حس خوبش زود میپره، شاید مشکل از خودِ خواسته باشه؛ ژیرار میگه اون خواسته رو مثل سرماخوردگی از بقیه گرفتی.
گرگلی اوروش میگه از وقتی مدلها کد بیشتر و بهتری مینویسن، گلوگاه ساخت نرمافزار از کدنویسی به بازبینی منتقل شده و هنوز هیچ راهحل اثباتشدهای در کار نیست.
نویسنده میگه مشکلش با تکنولوژی امروز اینه که هر کار سادهای چند مرحله داره و وسطش هم یه چیزی حواست رو میبره؛ برای همین رفته سراغ ابزارهایی که فقط یه کار انجام میدن.
نقشی که سالها گوشهٔ آژانسهای تبلیغاتی و آزمایشگاههای هنری مونده بود، حالا وسط تیمهای محصول نشسته؛ چون یکی باید اولین روایت رو از معنی فناوریهای تازه بنویسه.
یه کارت ۲۶ گرمی که با مگسیف پشت گوشی میچسبه، صدای جلسهها و حتی هر دو طرف تماس تلفنی رو ضبط میکنه و میده دست ایجنتی که خودش ایمیل پیگیری مینویسه.
یک ریپوی داتفایل، یک اسکریپت نصب، و یک مک نو که در پنج دقیقه دقیقاً شبیه قبلی بالا میاد؛ فریک ون در هرتن نشون میده چی توی ترمینالش خبره.
یه مشارکتکنندهٔ FreeBSD و کرنل لینوکس ۱۱ قانون میذاره برای کسی که میخواد سیستمعامل شخصی بسازه و واقعاً چیزی یاد بگیره، نه اینکه فقط یه ریدمی پرزرقوبرق منتشر کنه.
سه الگوی ساده تو رابط کاربری فیگما باعث شد فایل طراحی از یه سند شخصی به فضای گفتوگوی کل تیم تبدیل بشه و خودِ همکاری، کاربر تازه بیاره.
خیلیها اسکیل رو مثل اپلیکیشن نصب میکنن و منتظر معجزهان؛ ولی ایجنت اول فقط اسم و توضیح رو میخونه و دقیقاً همونجاست که بیشتر اسکیلها شکست میخورن.
هر ریپازیتوری دستورهای خودشو داره و حفظکردنشون وقت میبره؛ یه فایل کوچیک تو ریشهٔ پروژه میتونه همهشون رو پشت چندتا اسم ثابت مثل build و test جمع کنه.
ایدا پرسون تو UX Collective میگه وسواسِ حذف هر مانعی از تجربه، محصولها رو روان اما فراموششدنی میکنه، و هشت جا رو نشون میده که اصطکاک به آدمها معنا میده.
نیک دیلالو سالها برای محصولاتی با میلیاردها کاربر متن نوشته؛ حالا ۷۳ درسش رو منتشر کرده، از یکبار فرصت داشتن برای نامگذاری فیچر تا اثر اصلاح متن روی تیکتهای پشتیبانی.
جان کاتلر میگه سازمانها با ساختن نقشه و ابزار و نقشهای واسطه، درد ناهماهنگی رو کم میکنن ولی خود ناهماهنگی سر جاش میمونه — و هوش مصنوعی هم قرار نیست حلش کنه.
دکس از HumanLayer میگه کد بیکیفیتِ ایجنتها با هیچ مقدار مهندسیِ harness حل نمیشه، چون ریشهاش جای دیگهایه: تو آموزش مدل، هیچ پاداشی برای نگهداشتپذیری وجود نداره.