همه دارن میگن هوش مصنوعی چطور کارِ ساختن رو عوض کرده، ولی کمتر کسی میپرسه چه چیزی باید ساخته بشه؛ این مقاله میگه یه تغییر بزرگتر از ریسپانسیو دیزاین در راهه.
نویسندهٔ این پست سه باگ واقعی رو تعریف میکنه که خودش موقع ریویو گرفته و ریویوی LLM از کنارشون رد شده — و میگه ریویو کردن کد یه مهارت یادگرفتنیه.
این روزها زیاد میشنویم که با اومدن هوش مصنوعی معلوم شد کدنویسی بخش سختِ کار نبوده. نویسندهٔ این پست با یه رشته سؤال ساده نشون میده این حرف چقدر بیپایهست.
تیمهای طراحی سالهاست اسپرینت و بازخورد سریع رو قبول کردن، ولی هوش مصنوعی داره نقش طراح رو عوض میکنه و دیزاینسیستم و بازبینی رو مهمتر از قبل میکنه.
نویسنده میگه پارادوکس معروف جوونز یه روی برعکس هم داره: وقتی هزینهٔ یه کار بالا میره، مصرفش نهفقط کم، بلکه میتونه کلاً صفر بشه — درست مثل PRهای ریفکتور کوچیک.
جورج آریسون، مدیرعامل گریندر، میگه از جولای ۲۰۲۵ تا آوریل ۲۰۲۶ خروجی مهندسی شرکت با همون تعداد آدم حدود ۲.۵ برابر شده؛ کاری که قبلاً ۲۰۰ مهندس و ۶۰ میلیون دلار در سال میخواست.
یه مدیر مهندسی میگه بیشتر پروژهها گیر زمان اجرا نیستن، گیر یه مشت تصمیم نگرفتهان؛ و ابزارهای هوش مصنوعی حالا سرعت تصمیمگیری رو خیلی بالا بردن.
یه مهندس تیم Helsing میگه کامنتهای خوب جایگزین ندارن و با اومدن ایجنتهای کدنویسی هوش مصنوعی، اهمیتشون حتی بیشتر هم شده.
یه طراح موزیلا بهجای ساختن پروتوتایپ تو فیگما، فیچر رو با کمک Claude مستقیم داخل خود فایرفاکس اندروید پیاده کرد تا ببینه تست کاربردپذیری چقدر فرق میکنه.
وقتی سورس Claude Code لو رفت معلوم شد از حدود ۵۱۲ هزار خط کد، بخش کمی با مدل حرف میزنه و بقیهش هارنسه؛ همون چیزی که کیفیت واقعی یه عامل رو تعیین میکنه.
مدیر خلاق یه آژانس تجربی میگه مشتریها حالا با تصویر آمادهٔ هوش مصنوعی سر جلسه میان؛ تصویرهایی که خیرهکنندهان ولی جواب بریف نیستن و اغلب اصلاً ساختنی نیستن.
شرکتهای معاملهگری خودمالک از کرنل لینوکس تا چیپ اختصاصی رو خودشون میسازن و بالاتر از بیگتک حقوق میدن؛ ولی امروز دیگه تأخیر کمتر برگ برنده نیست.
به گفتهٔ یه مهندس ارشد با ۱۵ سال تجربه، فرق سازمانهای امیدوار و ناامید تو استعداد آدما نیست، تو باور به اینه که تلاش واقعا نتیجه میده.
بیست سال ابزار تشخیص ساختیم، ولی لحظهای که حادثه واقعی میشه، هماهنگی کل سازمان هنوز میافته گردن یه اسپردشیت و یه کانال چت.
رندز میگه فایدهٔ Manager Readme فرستادنش برای تیم نبود، خودِ نوشتنش بود. لابهلای مقاله هم پونزده تا از تیکهای شخصی خودش رو ردیف کرده تا نشون بده رهبر بینقص وجود نداره.
نویسندهٔ این نیوزلتر میگه خیلی از پروژههای محصولی زیر برچسب MVP یا ریدیزاین جلو میرن، بدون اینکه کسی بپرسه دقیقاً برای کیه و قراره چی عوض شه.
دو فارغالتحصیل طراحی تو برلین نزدیک ۵۰ مصاحبه با مدیرهای آژانس و هنرمندها گرفتن و ۳۰ تاش رو کردن کتاب؛ نتیجه بهجای یه جواب روشن، یه مشت اختلافنظر جدیه.
امیل کوالسکی میگه گرون بودن نوشتن کد خودش یه فیلتر بود؛ حالا که هوش مصنوعی اون هزینه رو حذف کرده، هر ایدهای بدون فکر تبدیل به اپ میشه.
یه پرودکتمنیجر بعد از یه قبض رومینگ ۳۰۰ یورویی، بدون تیم مهندسی و فقط با ابزارهای AI یه مارکتپلیس eSIM ساخت و حالا دادهٔ ۹۰ روز اولش رو با عدد و رقم تعریف میکنه.
حجم نرمافزارهای بیکیفیت بیشتر از همیشه شده و همه میگن «سلیقهت رو تقویت کن»، ولی کسی نمیگه چطور. یه توسعهدهنده جواب سادهای داره: چیزی بساز که خودت هر روز ازش استفاده میکنی.