هوش مصنوعی قرار بود وقت آزاد کنه، ولی بعضی برنامهنویسها میگن مدیریت همزمانِ چندین ایجنت مثل بچهداریه: بیوقفه و ذهنخستهکن.
معاون بخش مهندسی مستقر کرسر توضیح میده چطور تیمش میره داخل سازمانها و ایجنتها رو تو کل چرخهٔ تولید نرمافزار پیاده میکنه.
دن مککارون یه سال کل فرایند طراحی استودیوش رو دور هوش مصنوعی بازسازی کرد و میگه سریعتر نشدن، ولی خروجی کاملتر و عمیقتری گرفتن.
بیونگ-چول هان فیلسوف میگه فرسودگی شغلی ضعف شخصی نیست؛ محصول جامعهایه که توش هم رئیس خودمون شدیم هم کارگر خودمون و داریم خودمون رو استثمار میکنیم.
وقتی هر لحظه میتونی از استارتاپ بزنی بیرون، اکوییتیت یه جور آپشن خریده؛ برای همین هرچی نوسان شرکت بیشتر باشه، ارزش زمانی سهامت بالاتر از حساب سادهست.
بنیانگذار سابق Webflow پلتفرمی ساخته که ایجنتهای هوش مصنوعی کار عملیاتی مارکتینگ رو دور وبسایتت انجام میدن؛ حالا هم ۲۷ میلیون دلار جذب کرده و برای همه باز شده.
یکی از مدیرهای فنیِ RevenueCat تعریف میکنه چطور هوش مصنوعی باعث شده حداقلِ اندازهی یه تیمِ پربازده کوچیکتر بشه و تصمیمها سریعتر جلو بره.
تو دنیایی که همه با AI سریع میسازن، David Pereira میگه سرعت ساختن مهم نیست؛ سه سوال راهبردی هست که اگه ازشون فرار کنی، رقیب از پا درت میاره.
نویسنده میگه بلد بودن و انجام دادنِ کارِ بقیه هم بهت یاد میده اونها چطور کار میکنن و هم وقتی کسی کارش رو انجام نمیده، خودت راهش میندازی.
نویسنده میگه بیشتر توصیههای اینترنتی دربارهٔ برند شخصی یا بیاثرن یا آدم رو به سمت رفتار ناصادقانه هل میدن. جایگزینش دو قدم سادهست که کمتر کسی جدی روشون فکر کرده.
نویسنده میگه «مدل تهدید» برای خیلیها فقط یه buzzwordه و با یه راهنمای ساده نشون میده یه threat model خوب باید به چه سؤالهایی جواب بده.
برنامهی جلساتِ پشتسرهم برای هماهنگی عالیه ولی برای کارِ عمیقِ فنی و خلاق سمّه؛ راهحل یه انتخابِ شخصی نیست، یه طراحیِ ساختاریه.
وقتی AI کد مینویسه، معیار درست سرعتِ رسیدن به دموی کارکننده نیست؛ نویسنده میگه معیار واقعی «زمان تا merge امن» هست.
گروه Nielsen Norman میگه بعد از prompt engineering و context engineering، حالا نوبت «معماری کانتکست» است؛ یعنی بردن اصول معماری اطلاعات به دنیای ایجنتهای هوش مصنوعی.
این اسکیل، پلن و یافتهها و پیشرفت ایجنتهای کدنویسی رو بهصورت فایل روی دیسک نگه میداره تا از context loss و کرش و /clear جون سالم به در ببرن.
با اومدن AI دوباره برگشتیم به سنجیدن موفقیت با تعداد خط کد و توکن مصرفی. ایتامار گیلاد میگه این معیارها فعالیت رو میسنجن نه ارزش، و باید سراغ چیز دیگهای بریم.
دنیل میسلر میگه موج بدبینی به هوش مصنوعی داره آدمها رو دو دسته میکنه؛ اونایی که این ابزار رو جدی گرفتن و اونایی که مسخرهش میکنن — و فاصلهی این دو تا داره سریع زیاد میشه.
تحلیلِ ۴۰۰ هزار نشستِ Claude Code نشون میده آدمها تصمیم میگیرن چی ساخته بشه و ایجنت تصمیم میگیره چطور؛ و تخصصِ حوزه بیشتر از بلدبودنِ کد به موفقیت کمک میکنه.
وقتی به یه نقطهٔ تأیید نیاز داری ولی نمیخوای همهجا سنگین باشه، بهجای اختیاریکردنش، الزامی ولی منعطفش کن تا ریسکِ تصمیم اشتباه بیفته پایین.
یه موج جدید تو دنیای طراحی داره نقص و بینظمی رو جشن میگیره؛ مدیر یه آژانس خلاق توضیح میده چرا برندها از کمالِ صیقلی خسته شدن و دنبال چیزی واقعیترن.