ارسطو میگه با تکرار کارهای بهتر آدم بهتری میشی، نه با یه بارقهٔ ناگهانی. پنج ایدهای که با پژوهشهای روانشناسی امروز هم عجیب جور درمیآد.
اوپنایآی داره ChatGPT رو از یه جعبهٔ متن به سیستمی تبدیل میکنه که خودش کارها رو انجام میده؛ Work Mode اسمیه که روی این تغییر گذاشتن.
سینتزیا این بار بهجای ویدیوی آموزشی، یه پلتفرم تمرین زنده با آواتار هوش مصنوعی راه انداخته که کارمندها رو تو مکالمههای حساس محک میزنه و بهشون نمره میده.
عنوان شغلیای که هیچ دانشکدهٔ مدیریتی درسش نمیده، حالا آگهیهای استخدام رو پر کرده — با حقوقهایی که به گفتهٔ این مقاله تا بالای ۲۰۰ هزار دلار میره.
ثبتنام گرفتن قسمت آسون ماجراست. کریستن برمن میگه آنبوردینگ خوب فقط یه رفتار کلیدی رو جا میندازه، همونی که کاربر رو فردا برمیگردونه.
تیمهای مالی تا ۳۰ درصد وقتشون رو صرف تطبیق دستی رسید و تراکنش میکنن. این راهنما معماری یه عامل هفتگی رو میچینه که همین کارو خودکار انجام میده.
وقتی با مدل و اینتگریشن و دقت شروع میکنی، طرف مقابل فقط ریسک پیادهسازی میشنوه؛ راهحل نویسنده اینه که با درد مشخص و عدد شروع کنی.
دیوید پریرا میگه PM منسوخ نمیشه، ولی نسخهٔ قدیمیش چرا. سر دوراهی «AI PM» و «PM استراتژیک»، اون یکی از این دو رو تلهٔ گرانقیمت میدونه.
یه توییت از جیمون هولمگرن جرقهٔ این یادداشت رو زده: مهندسهای باتجربه از سرعت تغییر شوکهن، ولی نویسنده میگه همین تغییر وقت بیشتری برای ریویو و ریفکتور آزاد کرده.
جورج هاتز، هکر معروف، میگه واقعاً عاشق پیشرفت هوش مصنوعیه؛ ولی هم با ترسفروشی دربارهٔ فاجعهٔ ابرهوش مخالفه، هم ارزشگذاری نجومی آزمایشگاههای بزرگ رو بیپایه میدونه.
کنوا و مدلهای مولد کار تولید بصری رو بین همه پخش کردن. حالا سؤال اینه که نقش طراح ارشد به کنترل کیفیت تقلیل پیدا میکنه یا به معمار قواعد ارتقا؟
یه رهبرِ مهندسی میگه ارزشی که تیمها میسازن بیشتر از هر متدولوژی یا تصمیم فنی، به «مدلِ عملیاتی» بستگی داره؛ یعنی به طراحیِ نحوهی کار کردنِ سازمان.
بیشتر ما هوش مصنوعی رو مثل یه موتور جستوجوی خوشبیان استفاده میکنیم؛ نویسنده میگه بومیِ AI بودن یه حالت پیشفرضه، نه یه عادت گاهبهگاه.
آرمین رونیکر میگه عمداً بهجای «ایجنت» از واژهی ماشینی «کلانکر» استفاده میکنه تا یادمون بمونه مسئولیت با انسانه، نه با مدل.
طراحها تو تیمهای اجایل حس میکنن هیچوقت وقت کافی ندارن؛ این مقاله میگه دیزاین سیستم چطور این چرخهٔ بیپایان رو میشکنه.
انیش آچاریا از a16z میگه تقریباً همهٔ بحثها دربارهٔ هوش مصنوعی سر وقته، در حالی که ارزش اصلیش اینه که ساختن رو برای آدمهای بیرون از دنیای کد ممکن کرده.
نویسنده آخر هر session از AI میخواد یه یادداشت کوتاه بنویسه. بعد از چند ده مدخل، الگوی واقعی نحوهٔ استفادهش از AI بیرون زد — و خوشایند نبود.
وقتی نگهدارندهٔ یه پروژهٔ متنباز پرشور از هوش مصنوعیه، شاید بهترین مشارکت تو نه یه Pull Request، بلکه یه ایشوی خوب و دقیق باشه.
یه توسعهدهنده یه پولریکوئست ۲۱۸ فایلی رو داد دست ریویوئر هوش مصنوعی تا ببینه کجا واقعاً به درد میخوره و کجا اشتباه میکنه.
یه توسعهدهنده که روزی چند ساعت با LLMها کار میکنه، میگه کمکم از خوندن خروجیشون زده شده — نه بهخاطر خود ابزار، بلکه بهخاطر تکرار همیشگی همون الگوها و اشتباهها.