وایب کدینگ، تنها راه رسیدن به کیفیت واقعیه؟
خلاصهٔ کاملتر
بیرمن میگه تا سال قبل وایب کدینگ رو یه اسباببازی میدید؛ باحال بود که به کامپیوتر بگی یه چیزی رو بساز و اون یهجورایی میساختش، ولی نتیجهش همیشه با چسبنواری سرهم شده بود و فقط برای نمونهی اولیه بهدرد میخورد. به نظرش برای ساختن چیزی قابلاعتماد و باکیفیت، باید کل کدبیس رو زیر کنترل داشته باشی؛ حتی اگه AI کد رو بنویسه، باز باید بدونی چه انتزاعاتی استفاده شده و چیزا چطور به هم وصلن.
ولی الان که داره یه اپ برای مک میسازه، نظرش برعکس شده. دلیل شروع پروژه هم این بوده که هیچکدوم از جایگزینهای موجود -که برنامهنویسهای واقعی مک نوشته بودن- کیفیت لازم رو نداشتن. جالب اینجاست که حتی اپی که Codex همون روز اول نوشته (بعد از یه هفته گفتوگوی آروم برای رسیدن به یه spec اولیه)، سریعتر و بهتر از همهی جایگزینها کار میکرد.
نتیجهای که بیرمن میگیره اینه که سطحی از کیفیت که دنبالشه، اصلا از راه برنامهنویسی سنتی قابلدسترسی نیست. خودش میگه اگه بخواد این کارو خودش انجام بده، اونقدر صبر نداره که هر جزئیات رو صیقل بده؛ و یه برنامهنویس حرفهای هم صبر کمتری برای گوش دادن به ایراداتی داره که فقط موقع مرور فریمبهفریم یه اسکرینکست دیده میشن.
به گفتهی اون، حتی اگه یه برنامهنویس با همون استاندارد بالای کیفیت پیدا کنه، بعیده اون آدم بیکار نشسته باشه تا منتظر دستورای بیرمن بمونه؛ برنامهنویسهای خوب معمولا خودشون ایدههای زیادی دارن. برای همین بیرمن به این نتیجه رسیده که کیفیت بالا، فقط از مسیر وایب کدینگ به دست میاد.
نکات کلیدی:
- بیرمن قبلا وایب کدینگ رو فقط یه اسباببازی میدید، نه ابزاری برای ساخت محصول باکیفیت
- داره یه اپ مک میسازه چون جایگزینهای موجود کیفیت کافی نداشتن
- کد اولیهای که Codex بعد از یه هفته گفتوگو نوشته، از همهی جایگزینها بهتر بوده
- استدلال اصلیش: نه خودش و نه یه برنامهنویس حرفهای، صبر لازم برای صیقل دادن جزئیات ریز رو ندارن




