۷ دلیلی که محصولسازی در اروپا خیلی سخته
خلاصهٔ کاملتر
دیوید پریرا یه پروداکت منیجر باتجربهست که سالها در برزیل کار کرده و بعد از یه تماس ویدیویی غیرمنتظره، تصمیم گرفت بره آلمان. اون الان ۸ سال توی اروپا کار کرده، با ۵۰+ شرکت مشاوره داشته، و یه مقاله صادقانه و تند نوشته درباره اینکه چرا اروپا با اون همه ظرفیت، در پروداکت از پتانسیلش عقب میمونه.
اول: تئاتر رودمپ. خیلی از شرکتهای اروپایی رودمپهای پُر از جزئیات دارن که بهجای ابزار، تبدیل به استراتژی شدن. تیمها بهجای اینکه بپرسن «این فیچر چه مشکلی رو حل میکنه؟»، فقط تلاش میکنن چیزی رو که قول دادن به موقع تحویل بدن. پریرا پیشنهاد میده هر تیم باید بتونه چهار سوال اساسی رو جواب بده: کجا میخوایم برسیم؟ برای کی کار میکنیم؟ چه تفاوتی با رقبا داریم؟ چطور موفقیت رو میسنجیم؟
دوم: PM یعنی پروجکت منیجر، نه پروداکت منیجر. در بسیاری از شرکتهای اروپایی، کار پروداکت منیجر خلاصه میشه به مدیریت اسکوپ، گزارش وضعیت، و بهروز کردن تایملاینها. نه وقت میمونه با مشتری حرف بزنه، نه برای تصمیمهای سخت. پریرا میگه زبان مهمه: بهجای «پروجکت» باید گفت «ابتکار» (initiative) — یه شرطبندی که اگه اشتباه بود، میشه ازش دست کشید. بهجای «تایملاین»، باید از «سرمایهگذاری» حرف زد.
سوم: وضوح بهمثابه زندان. وقتی پریرا CEO بود، سرمایهگذارها میخواستن رودمپ ۵ ساله ببینن. اون امتناع کرد، چون میدونست هر چیزی که بگه تبدیل به انتظار میشه و بعداً گریبانش رو میگیره. این الگو در اروپا رایجه: تقاضا برای «وضوح» در واقع تقاضا برای کنترله، نه برای ارزش واقعی.
یه نکته جالب از تفاوت فرهنگیه: در برزیل، برنامهریزی دقیق معنی نداره چون همه چیز غیرقابل پیشبینیه. در مونیخ، اتوبوس دو دقیقه دیر میکنه و مردم کلافه میشن. این دو ذهنیت متفاوت، مستقیماً روی نحوه پروداکتسازی تأثیر میذارن — یکی انعطافپذیره، دیگری دنبال قطعیت.
البته اروپا محصولات موفق کم نداره: گتیورگاید، اسپاتیفای، Lovable، Booking، Revolut — همه اینجان. اما پریرا معتقده این شرکتها علیرغم فرهنگ غالب موفق شدن، نه به خاطرش. شرکتهای زیادی با پتانسیل بالا گیر میکنن چون ساختارهای سنگین اجازه نمیده که سریع یاد بگیرن و تغییر مسیر بدن.
نکات کلیدی:
- رودمپ نباید جای استراتژی رو بگیره؛ تیم باید بدونه چرا کاری انجام میده
- زبان پروداکت با زبان پروجکت فرق داره و این فرق خیلی مهمه
- درخواست برای «وضوح کامل» اغلب مانع یادگیری واقعیه
- پروداکت منیجر باید سوالهایی بپرسه که دیگران نمیپرسن
- فرهنگ سازمانی و انتظار از قطعیت، نوآوری رو خفه میکنه




